خانبابا مشار
656
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )
ملازمت از ضعف پيرى و فتور در قوى سقطه در دربار واقع شد رحم بر ضعف او آورده فرمود كه شيخ از كار مانده . بنابراين قاضى نور اللّه به آن عهده منصوب و منسوب گرديد و الحق مفتيان ماجن و محتسبان جدال مجدال لاهور را كه بمعلم الملكوت سبق مىدهند خوش بضبط درآورده و راه رشوت را بر ايشان بسته و در پوست پسته گنجانيده چنان كه فوق آن متصور نيست و مىتوان گفت كه قائل اين بيت او را منظور داشته و گفته : ( فرد توئى آنكس كه نكردى همهء عمر قبول ، در قضا ، هيچ ز كس كه شهادت ز گواه ) روزى در منزل شيخ فيضى تفسير نيشابورى در ميان بود . در آيهء ؛ ( اذ يقول لصاحبه لا تحزن ان اللّه معنا ) كه باجماع مفسرين در شأن ابو بكر است . مىگفت اگر مراد از اين صحبت لغويست مفيد مدح نيست و اگر اصطلاحيست كه اهل اصول و حديث قرار دادهاند آن اول بحث است و مصاحبت ممنوع . گفتم از طفلى هم كه زبان عمومى بداند بپرسند خواهد گفت كه اين آيه دلالت صريح بر مدح مىكند نه ذم و همچنين كاى زنگى و يهودى و هندوى نيز كه داناى زبان عربى باشد . و مباحثه بسيار شد و شيخ فيضى بنا بر عادت زشت خويش جانب قاضى را با آنكه از هر دو جانب بيگانهء مطلق بود گرفت . ناگاه در تفسير نيشابورى نيز مؤيد همين سخن من برآمد . ( منتخب التواريخ بدوانى ، ج 3 ، ص 137 ) قاضى ، فاضل ، علامه ، محدث ، متكلم ، عالم ، فهامه . در زمان اكبر شاه بهندوستان رفت و مدتى در لاهور قضاوت نمود و اهتمام تمام در انجام وظائف امر بمعروف و نهى از منكر